وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم ، باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم ، روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد ، روزی شبیه دیروز ، روزی شبیه فردا ، روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند ، شاید امروز نیز روز مبادا باشد. وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها هر روز بی تو روز مبادا ست
میبینم که تابستون شد و وقت آزاد بسیار.وبلاگ آپ میکنی و آدرس میذاری فراوان(نمیدونم چرا اینجوری نوشتم ولی خوشحال شدم بالاخره آدرست دادی البته ما که داشتیمش)
گرید و سوزد و افروزد و نابود شود هرکه چون شمع بخندد به شب تار کسی بیگمان دست در آغوش نگارش ببرنند هرکه چون بوسه ستاند زلب یار کسی کاش معشوق زعاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی
من به پرواز شک کرده بودم به هنگامی که شانههایم از توان سنگین بال خمیده بود، و در پکبازی معصومانه گرگ و میش شبکور گرسنه چشم حریص بال می زد. به پرواز شک کرده بودم من.
وقتی تو نیستی
پاسخ دادنحذفنه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم ، باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم ، روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد ، روزی شبیه دیروز ، روزی شبیه فردا ،
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند ،
شاید امروز نیز روز مبادا باشد.
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها
هر روز بی تو روز مبادا ست
سلام
پاسخ دادنحذفعزیزم خوب کاری کردی زود آپ کردی.
خوشحال شدم دیدم
موفق باشی....
به به
پاسخ دادنحذفبالاخره آدرستون رو گذاشتيد...
قلم زيباتون حس احترام آدم رو برانگيخته مي كنه.
موفق باشين.
میبینم که تابستون شد و وقت آزاد بسیار.وبلاگ آپ میکنی و آدرس میذاری فراوان(نمیدونم چرا اینجوری نوشتم ولی خوشحال شدم بالاخره آدرست دادی البته ما که داشتیمش)
پاسخ دادنحذفگرید و سوزد و افروزد و نابود شود
پاسخ دادنحذفهرکه چون شمع بخندد به شب تار کسی
بیگمان دست در آغوش نگارش ببرنند
هرکه چون بوسه ستاند زلب یار کسی
کاش معشوق زعاشق طلب جان میکرد
تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی
من به پرواز
پاسخ دادنحذفشک کرده بودم
به هنگامی که شانههایم
از توان سنگین بال
خمیده بود،
و در پکبازی معصومانه گرگ و میش
شبکور گرسنه چشم حریص
بال می زد.
به پرواز شک کرده بودم من.
اول مهر روز مبادا هست :d
پاسخ دادنحذفالبته فرجه امتحانات هم مصداقش هست !